واژه پارسی

آرمان

در اینجا سخن بر سر ارمانی شدنی و متکی بخودمان است. ارمانی که میتوانیم هم اکنون بان دست یابیم. ارمانی که با  اندک کار کوشش ولی دلبستگی بسیار نیل بان اسان و دلپذیر خواهد بود.

آرمان ما شناخت و درک و احساس و فراگرفتن واژه های پارسی و بکار گرفتن انها و دوری جستن از واژه های بیگانه میباشد. برای ان کسی که دل باین ارمان دهد راه و روش های بسیاری وجود دارد.  پژوهشگران و خردمندان فرهیخته بسیاری با کوشش  خود راه را برای ما اماده کرده اند. در نبشته ها . تارنما ها. کتاب چهره ها . لغتنامه ها واژه های پارسی و برابر انها واژه های بیگانه را در  دسترس ما قرار داده اند.  برای نیل به ارمانمان همیشه اماده ایم تا پسندیده ترین راه را برگزینیم. برای جلب توجه و شیفتگی و دلبستگی و سرگرمی  بیشتر  دیگر نبشته های و  زمینه ها و جستارها بمانند ادبیات و تاریخ و فرهنک و سیاست و ادیان و ... باین دیدارگاه افزوده ایم..

از هیچ دیدگاهی جانب داری نمیکنیم و همه باورها و راستینگی ها را بزیر پرسش میبریم و مورد برسی قرار میدهیم. در پایان میدانیم هیچ گفتاری اخرین کلام نیست و همیشه جای فراگیری و دگرگونی در دیدگاها و راستینگی ها وجود دارد. بر این باوریم که مهر ما پیوسته و بایسته و جان آفرین است به خرد و دانش و فرهنگ ایرانی که در این سرزمین مهر گستر جا و مکانی والا از برای هر انسان اندیشمندی را دارد، جایی برای آزادگان از هر اندیشه ای و هر ایمانی و هر گمانی. این باور سرزمین و اندیشه ایرانی است . در اینجا از راه پاس داری  واژه های پارسی کوشش به شناخت خود و فرهنگ و تاریخ و ادبیات و اجتماع و سیاست و شناسه خود با تمام کوتاهی هایش و کمبود ها و کژی هایش خواهیم نمود. تا کمبود ها و کژی های خود را نشناسیم امکان بهینه کردن خود و جامعه مان نخواهد بود.  تنها بروی ورقه یا بگفتار نمیتوانیم به ارمان خود دستیابیم.  برای خود بهتر شناختن بایستی به کمبود ها و ویژگی های ناپسند فردی و اجتمایی خود اگاه شویم و سپس با بکار بستن و پیروی از ویژگی های برتر سرشت ایرانی خود را دو باره یسازیم..

 

چرا واژه

چرا واژه؟ ارشمندی واژه ها در چیست؟ براستی میدانید که جهان ما جهان واژه هاست. ما با واژه ها یمان خود و دیگران و تمامی هستیمان را بروی بوم زندگی به نقش در میاوریم. واژه ها هستی و شناسه ما از زشت و زیبا و راستینگی و کژی از پرنیان و دوزخ همه و همه نقش  واژه ها میباشند. جهان ما را واژه ها میسازند. ما هستی و نیستی خود  را همه به واژه میکشیم. واژه ها شناخت ؛ شخصیت؛ هویت؛ موجودیت و هستی دنیای ما را بیان میکنند. واژه ها میگویند تو کیستی؛ چیستی. میزان و سنجشی از خرد و اندیشه ما را بیان میکنند. کوتاه گویم واژه ها بیانگر شناسه و موجودیت و هستی ما میباشند. از سوی دیگر با اندکی توجه اگاهی میابیم که زبان و فرهنگ و تاریخ و اخلاق ما از هر سوی مورد بی مهری و ویرانی و واژگونی قرار گرفته . این کوشش خود اگاهانه یا از روی بیخردی هر روز گسترده تر و پاگیر تر میشود. آرمان ما کاری بسیار کوچک و ساده است که هر روز و هر دم واژه های پارسی را بیاموزیم و بکارگیریم و از واژه های بیگانه پرهیز کنیم.  

هر کس بتنهایی توان این کار را دارد ولی با یاری و تشویق و  بشور اوردن و توان بخشی و برانگیختن یک دیگر  توانمندی بیشتری خواهیم داشت و ارمانمان باسانی شدنی خواهد بود. هر روز بیش از پیش واژه های بیگانه را کنار میگذاریم و واژه های پارسی را بکار میگیریم.

 آیا میتوانید و مایل هستید در این راه یار و یاور و همگام یکدیگر شویم؟ آیا میخواهید خود آموز شوید و هر روز بیش از پیش واژه های پارسی را فرا گیریم و بکار بندیم و از واژه های بیگانه پرهیز کنیم؟ آیا میخواهید در این گستره نمونه و نموداری برای پیروی دیگران شویم؟ ایا امادگی بکمک و همیاری یکدیگر داریم؟ ایا میخواهید با بکار بستن واژه های پارسی در نبشته و گفتارتان نشانه ای از سرشت و منشی والاتر و شناسه ای از فرهنگ خجسته خود داشته باشیم؟

در پایان بایستی بگویم که در این راه چون کوری با چوب دستی در دست بدنبال پیدا کردن راهی میباشم .میدانم به چاله های بسیار خواهم افتاد ؛ زمین خواهم خورد و بسیار هست که باید فراگیرم. به مهر و خرد و یاری شما نیاز است که همراه و همگام شویم تا دل بهم سپاریم و با همفکری یکدیگر به سرمنزل ارمانمان برسیم.